۳ مطلب توسط «آقای صالحه» ثبت شده است

مشکات اول‌ها - چهارشنبه 28 مرداد

سلام.

مشکات این هفته هم بدون ناهار بود و بعضی از بچه‌ها رفتن بیرون از مدرسه ساندویچ خوردن، بعضی‌ها هم گرسنه موندن. تقصیر خودتونه که پایه نیستید ناهار ساده بخوریم.

به هر حال، ساعت 3 بود که مشکات شروع شد و بعد از اینکه هرکدوم‌مون یک آیه از سوره‌ی طه رو خوندیم، آقای عابدینی تا آیه‌ی 53 رو توضیح دادن و ما هم سعی کردیم روی آیات فکر کنیم و نکات رو بفهمیم. انشاالله که مفید بوده باشه و بتونیم اونچه فهمیدیم رو تو زندگی به کار ببندیم.

بعد از قرآن، نوبت احکام بود که پای صحبت‌های حاج آقا نشستیم و ایشون چند نکته از وضو گفتن و وضوی ارتماسی رو توضیح دادن. بعد از بچه‌ها خواستن که به صورت عملی وضو رو انجام بدن که کار آرمان چمن پرداز و مهدی علیزاده از بقیه بهتر بود.

در ادامه حاج آقا از کارایی گفتن که هرچند کوچیک به نظر میان، ولی تاثیر زیادی دارن و باعث تغییرهای بزرگ توی زندگی ما میشن و یکی از این کارها که تاثیر مثبت زیادی داره احترام به پدر و مادره.

در پایان هم قبل از فوتبال عکس فوتبالی گرفتیم. طبق معمول من پشت دوربینم و توی عکس نیستم!

 توی فوتبال هم معلم‌ها ثابت کردن با یک یار کمتر هم به مراتب از تیم بچه‌ها قوی‌ترن ;)

۲۹ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۳ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۲
آقای صالحه

مردان بی ادعا - شهید حسن تهرانی مقدم

سلام!

روز دوشنبه، بعد از فری‌هایی که خوردیم و بازی‌هایی که در نمازخانه کردیم، بالاخره جلسه در سایت 1 شروع شد و بعد از توضیحات اولیه‌ی آقای عابدینی، دوست و همکار شهید تهرانی مقدم، آقای مهران ناظم نیا به جمع ما پیوستند و کلی خاطره از شهید برامون گفتن. از خودشون گفتن که چجوری شهید دست‌شون رو گرفتن و آوردنشون تو کار موشک، از موشک‌هایی که ساختن گفتن و تکنولوژی و روش ساخت‌شون رو برامون توضیح دادن. از اخلاق‌های خاص شهید برامون گفتن، اخلاق‌هایی که بین ماها کمیاب شده و فکر می‌کنیم فقط تو قصه‌ها وجود داشته. و در پایان هم نحوه‌ی شهادت ایشون و حدود 30 نفر دیگه از همرزمان‌شون رو بیان کردن.

دم آقای ناظم نیا گرم که اینقدر خوب برای ما حرف زدن. خدا خیرشون بده.

دست معلم‌هایی که زحمت هماهنگی و اجرای کلاس رو می‌کشن هم درد نکنه.

۲۹ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۵۴ ۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
آقای صالحه

مشکات اول‌ها - چهارشنبه 21 مرداد

سلام.

مشکات این هفته ناهار نداشت! بعد از جمع شدن پول، بچه‌ها که دیدن خیلی پوله (اونقدری بود که علیزاده کلی وقت صرف صاف کردن و شمردن پول‌ها کرد!) طمع کردن و گفتن نون پنیر نمی‌خوریم، کالباس می‌خوایم. خلاصه به توافق نرسیدیم. پول‌ها رو پس دادیم و ما معلم‌ها رفتیم تو اتاق دبیران ناهار خوردیم، بچه‌ها هم گرسنه موندن.

مشکات با احکام شروع شد و حاج آقا درمورد وضو توضیح دادن. بعد آقای عابدینی از آیه‌ی 36 تا 41 سوره‌ی طه رو توضیح دادن. آخر جلسه هم آقای جهانگیر درمورد اردوی مشهد و کلاس مردان بی ادعا توضیح دادن.

اینم یه عکس بعد از فوتبال:

۲۲ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۱ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
آقای صالحه